تبلیغات


خوشختی از یاد رفته

شبی که زلزله اومد، اگه میمردم حسرت چیزی تو دلم نبود..

چون هم یار رو دیده بودم و هم تنها شبی بود که قبل خدافظی بهش گفته بودم دوسش دارم...

امیدوارم روزی هم که قرار واقعا بمیرم هم عزیزامو دیده باشم و هم بهشون گفته باشم دوسشون دارم...

از اون شب، شبها بابت اتاق گرمو نرمو تخت خوابمو حس ارامش و خواب راحت و سقف بالای سرمو همه چیزا و ادمای دورو برم خداروشکر میکنم...چه نعمت هایی داریمو ازشون غافلیم.  



منبع این نوشته : منبع