تبلیغات


تمرین حفظ خونسردی!!

خب توی پست قبل نوشته بودم که جو بین منو هادسون خیلی گل و بلبل و فلانه اماااا چشمتون روز بد نبینه فرداش یه دعوایی شد که پنج روز قهر شدیم..ما قهرامون یه روزه بود و این دفعه من بدجور دیگه سر لج افتاده بودم..خلاصه با کلی منت کشی و قول و قرار ختم ب خیر شد..بعد دوباره دو روز بعدش مجددا منفجر شدیم..یعنی هادسون سر قولش نموند..منم تیز کرده بودم که شکارش کنم!!...یعنی دوستام از دست داستان های ما دیگه دارن سر به بیابون میذارن ولی ما خودمون از رو نرفتیم..خلاصه دو ساعت مسلسلی دعوا زدیمو آشتی...

بعد الان به این نتیجه رسیدم که اگه میخوام هادسون تغییر کنه، اول خودم باید تغییر کنم...وگرنه صدسال دیگه وضعمون همینه..واقعیت امر اینه که هادسون به خاطر قدوقواره و قیافه خشن و زمختی که داره این تصور رو در من به وجود میاره که ادم خیلی محکمیه و از چیزی ناراحت نمیشه و حالا اگه دو روز جوابشم ندم اوکیه و فلان..یعنی برام جا افتاده که این بشر که رمانتیک و احساسی نیس پس زیاد توجه نیاز نداره..این در حالیه که فهمیدم اتفاقا براش این چیزا مهمه و شاید به زبون نیاره و شکایتی نکنه ولی در نهایت همین رفتار خودمو بهم برمیگردونه..بعد من در تلافیش، همون رفتارو مجدد بهش برمیگردونم و این چرخه ادامه پیدا میکنه تا جایی که دلخوری پیش میاد...خلاصهههه که حتما حتما حتما باید تغییرات اساسی در سال 97 در خودم ایجاد کنم..احساس میکنم کودک درونم مخصوصا اون کودک سرتغه داره رابطه رو پیش میبره و اصلا راضی نیستم..

برا همین اومدم اینجا قول بدم..قول بدم حداقل تا اخر اسفند تمرین کنم که کوچکترین بحث و دعوایی نکنم..شاید باورش سخت باشه ولی یک ماه بحث نکردن برای ما مث معجزه میمونه:/ چون هفته ای یه بار ما یه بحثی چیزی داریم همیشه..پس قرارمون تا اخر اسفند...و اون کودک سرتغم میبندمش ب درخت که انقد تو رابطه ما غرغر نکنه 

اگر از چیزی ناراحت شدم هم دق دلیامو میام اینجا خالی میکنم تا خالی شم و سر هادسون خالی نکنم:/

حالا فعلا اولین ماموریت اینه که تا 28 این ماه دعوا نکنیم:)) انشاالله موفق میشیم



منبع این نوشته : منبع